رباعی شمارهٔ ۳۶۰
اندازهٔ متن
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد از دوست
اجزای وجود من همه دوست گرفت
نامیست ز من بر من و، باقی همه اوست
۲ بیت
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد از دوست
اجزای وجود من همه دوست گرفت
نامیست ز من بر من و، باقی همه اوست
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی