ناهید
جلال الدین محمد مولوی

عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست

رباعی شمارهٔ ۳۶۰

رباعیات

اندازهٔ متن۲

عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست

تا کرد مرا تهی و پر کرد از دوست

اجزای وجود من همه دوست گرفت

نامیست ز من بر من و، باقی همه اوست

۲ بیت۱ بازدید

منبع: ویکی‌درج

شعر رایگان می‌ماند؛ با ذخیره‌کردن، بعداً از کتابخانه‌ات پیدایش می‌کنی.

از همین دفتر

بعد از این شعر

وقتی دلت شنیدن می‌خواهد

از کتاب‌های صوتی منتشرشده در ناهید، با دست‌کم یک قسمت رایگان برای شنیدن.

اگر خواستی قسمت‌های ویژه را ادامه بدهی، اشتراک‌ها را ببین.

همهٔ شعرها