رباعی شمارهٔ ۳۸۵
اندازهٔ متن
گفتم بجهم همچو کبوتر ز کفت
گفت ار بجهی کند غمم مستخفت
گفتم که شدم خوار و زبون و تلفت
گفت از تلف منست عزو شرفت
۲ بیت
گفتم بجهم همچو کبوتر ز کفت
گفت ار بجهی کند غمم مستخفت
گفتم که شدم خوار و زبون و تلفت
گفت از تلف منست عزو شرفت
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی