رباعی شمارهٔ ۳۹۰
اندازهٔ متن
گفتند که دل دگر هوائی میپخت
از ما بشد و هوای جائی میپخت
تا باز آمد به عذر دیدم ز دمش
کانجا ز برای من ابائی میپخت
۲ بیت
گفتند که دل دگر هوائی میپخت
از ما بشد و هوای جائی میپخت
تا باز آمد به عذر دیدم ز دمش
کانجا ز برای من ابائی میپخت
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی