رباعی شمارهٔ ۳۹۳
اندازهٔ متن
گفتی چونی بنده چنانست که هست
سودای تو بر سر است و سر بر سر دست
میگردد آن چیز بگرد سر من
نامش نتوان گفت ولیکن چه خوش است
۲ بیت
گفتی چونی بنده چنانست که هست
سودای تو بر سر است و سر بر سر دست
میگردد آن چیز بگرد سر من
نامش نتوان گفت ولیکن چه خوش است
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی