رباعی شمارهٔ ۴۰۷
اندازهٔ متن
ماهی تو که فتنهای ندارم ز تو دست
درمان ز که جویم که دلم از تو بخست
می طعنه زنی که بر جگر آبت نیست
گر بر جگرم نیست چه شد بر مژه هست
۲ بیت
ماهی تو که فتنهای ندارم ز تو دست
درمان ز که جویم که دلم از تو بخست
می طعنه زنی که بر جگر آبت نیست
گر بر جگرم نیست چه شد بر مژه هست
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی