رباعی شمارهٔ ۴۱۸
اندازهٔ متن
من زان جانم که جانها را جانست
من زان شهرم که شهر بیشهرانست
راه آن شهر راه بیپایانست
رو بیسر و پا شو که سر و پا آنست
۲ بیت
من زان جانم که جانها را جانست
من زان شهرم که شهر بیشهرانست
راه آن شهر راه بیپایانست
رو بیسر و پا شو که سر و پا آنست
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی