رباعی شمارهٔ ۴۲۳
اندازهٔ متن
میگریم زار و یار گوید زرقست
چون زرق بود که دیده در خون غرقست
تو پنداری که هر دلی چون دل تست
نی نی صنما میان دلها فرقست
۲ بیت
میگریم زار و یار گوید زرقست
چون زرق بود که دیده در خون غرقست
تو پنداری که هر دلی چون دل تست
نی نی صنما میان دلها فرقست
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی