رباعی شمارهٔ ۶۳۷
اندازهٔ متن
چون دیده بر آن عارض چون سیم افتاد
جان در لب تو چو دیدهٔ میم افتاد
نمرود صفت ز دیدگان رفت دلم
در آتش سودای براهیم افتاد
۲ بیت
چون دیده بر آن عارض چون سیم افتاد
جان در لب تو چو دیدهٔ میم افتاد
نمرود صفت ز دیدگان رفت دلم
در آتش سودای براهیم افتاد
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی