رباعی شمارهٔ ۹۸۲
اندازهٔ متن
دلدار چنان مشوش آمد که مپرس
هجرانش چنان پر آتش آمد که مپرس
گفتم که مکن گفت مکن تا نکنم
این یک سخنم چنان خوش آمد که مپرس
۲ بیت
دلدار چنان مشوش آمد که مپرس
هجرانش چنان پر آتش آمد که مپرس
گفتم که مکن گفت مکن تا نکنم
این یک سخنم چنان خوش آمد که مپرس
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی