رباعی شمارهٔ ۹۹۴
اندازهٔ متن
آنرا که رسول دوست پنداشتمش
من نام و نشان دوست درخواستمش
بگشاد دهانرا که بگوید چیزی
از غایت غیرت تو نگذاشتمش
۲ بیت
آنرا که رسول دوست پنداشتمش
من نام و نشان دوست درخواستمش
بگشاد دهانرا که بگوید چیزی
از غایت غیرت تو نگذاشتمش
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی