رباعی شمارهٔ ۱۰۴۶
اندازهٔ متن
گفتم چشمم گفت که جیحون کنمش
گفتم که دلم گفت که پر خون کنمش
گفتم که تنم گفت در این روزی چند
رسوا کنم وز شهر بیرون کنمش
۲ بیت
گفتم چشمم گفت که جیحون کنمش
گفتم که دلم گفت که پر خون کنمش
گفتم که تنم گفت در این روزی چند
رسوا کنم وز شهر بیرون کنمش
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی