رباعی شمارهٔ ۱۲۱۰
اندازهٔ متن
چون میدانی که از نکوئی دورم
گر بگریزم ز نیکوان معذورم
او همچو عصا کش است و من نابینا
من گام به خود نمیزنم مأمورم
۲ بیت
چون میدانی که از نکوئی دورم
گر بگریزم ز نیکوان معذورم
او همچو عصا کش است و من نابینا
من گام به خود نمیزنم مأمورم
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی