رباعی شمارهٔ ۱۴۳۸
اندازهٔ متن
بر خسته دلان راه ملامت می زن
هردم زخمی فزون ز طاقت می زن
آتش می زن به هر نفس در جانی
واندر همه دم دم فراغت می زن
۲ بیت
بر خسته دلان راه ملامت می زن
هردم زخمی فزون ز طاقت می زن
آتش می زن به هر نفس در جانی
واندر همه دم دم فراغت می زن
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی