رباعی شمارهٔ ۱۴۵۸
اندازهٔ متن
چون زرد و نزار دید او رو یک من
خونابه روان ز چشم چون جو یک من
خندید و به خنده گفت دلجو یک من
ای ظالم مظلومک بدخو یک من
۲ بیت
چون زرد و نزار دید او رو یک من
خونابه روان ز چشم چون جو یک من
خندید و به خنده گفت دلجو یک من
ای ظالم مظلومک بدخو یک من
یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشیلب بُگْشایم، در این گشادم باشی