شمارهٔ ۲۰
اندازهٔ متن
آن بحر که دم به دم فزون میجوشد
وز حسرت او هزار خون میجوشد
گویی که به نوعی دگر و شکل دگر
هر لحظه ز هر ذرّه برون میجوشد
۲ بیت
آن بحر که دم به دم فزون میجوشد
وز حسرت او هزار خون میجوشد
گویی که به نوعی دگر و شکل دگر
هر لحظه ز هر ذرّه برون میجوشد
جانا نه یکیام نه دوام اینت عجب!نه کهنهٔ عشقم نه نوام اینت عجب!