دفتر شعر
۱۰۰ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
آنجا وینجا همان، همین خواهد بود
شمارهٔ ۲
یک قطره در آن بحر نسنجد فلکی
شمارهٔ ۳
تو راه به یک قطره نبردی جایی
شمارهٔ ۴
یک چیز، ز هر سوی، همی باید دید
شمارهٔ ۵
کی؟ نتوان گفت از آن و طی باید کرد
شمارهٔ ۶
جان تو به مقصود تو ناگه برسد
شمارهٔ ۷
از جلوهگریِ نور اوست ای درویش!
شمارهٔ ۸
بر سالک جست و جوی خود میبیند
شمارهٔ ۹
در بادیهٔ یگانگی سیرت باد!
شمارهٔ ۱۰
وین کار قوی نه سرسری باید کرد
شمارهٔ ۱۱
چل سال به دیدهٔ جنون مینگرد
شمارهٔ ۱۲
کلّی همه آنست و عزیز است آن چیز
شمارهٔ ۱۳
کیفیت آن نه تو بدانی و نه من
شمارهٔ ۱۴
در مغزِ زمین و آسمان میتابد
شمارهٔ ۱۵
چون هر چیزش مدان که چیزی نیز است
شمارهٔ ۱۶
نه جان بود و نه جسم، شب خوش بادت!
شمارهٔ ۱۷
از پرده کجا تمام بیرون آید
شمارهٔ ۱۸
تا در دریا سلوک چون برق کند
شمارهٔ ۱۹
نه جسم و جهت نه جنبشِ اجزا بود
شمارهٔ ۲۰
وز حسرت او هزار خون میجوشد
شمارهٔ ۲۱
او بود و جز او نمایش سودا بود
شمارهٔ ۲۲
در دریاست او ولیک در وی دریاست
شمارهٔ ۲۳
بیرون رود از خویش درون اندوزد
شمارهٔ ۲۴
ور دل داری ملک تو هر دم بیش است