دفتر شعر
۱۰۰ شعر در این دفتر
جانا نه یکیام نه دوام اینت عجب!نه کهنهٔ عشقم نه نوام اینت عجب!
دل خستهٔ سال و بستهٔ ماه نماندفانی شد و از نیک و بد آگاه نماند
چون باز دلم غمِ ترا زقّه نهادبر پردهٔ چرخ هفتمش شقّه نهاد
در عشق توام شادی و غم هیچ نبودپندار وجودم چو عدم هیچ نبود