شمارهٔ ۳۰
اندازهٔ متن
گه جان، دل خویش، غرق خون مانده دید
گه سرگردان و سرنگون مانده دید
در دریایی که خویش گم باید کرد
چندان که درون رفت برون مانده دید
۲ بیت
گه جان، دل خویش، غرق خون مانده دید
گه سرگردان و سرنگون مانده دید
در دریایی که خویش گم باید کرد
چندان که درون رفت برون مانده دید
جانا نه یکیام نه دوام اینت عجب!نه کهنهٔ عشقم نه نوام اینت عجب!