شمارهٔ ۶۰
اندازهٔ متن
گر باخبرست مرد و گر بیخبرست
آغشتهٔ این قلزم بیپا و سر است
خورشید اگر تشنه بود نیست عجب
هر ذرّه از او هزار پی تشنهتر است
۲ بیت
گر باخبرست مرد و گر بیخبرست
آغشتهٔ این قلزم بیپا و سر است
خورشید اگر تشنه بود نیست عجب
هر ذرّه از او هزار پی تشنهتر است
جانا نه یکیام نه دوام اینت عجب!نه کهنهٔ عشقم نه نوام اینت عجب!