شمارهٔ ۸۲
عطار، مختارنامه، باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
اندازهٔ متن
چون چهرهٔ خورشید وَشَش روشن تافت
آن تاب به جان رسید و پس بر تن تافت
گفتند: «ترا چه بود» دانی که چه بود
چون نیست شدم هستی او بر من تافت
۲ بیت
عطار، مختارنامه، باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
چون چهرهٔ خورشید وَشَش روشن تافت
آن تاب به جان رسید و پس بر تن تافت
گفتند: «ترا چه بود» دانی که چه بود
چون نیست شدم هستی او بر من تافت
گاهی بیخود، بی سر و بی پا برویمگه بی همه اندر همه زیبا برویم