شمارهٔ ۱۸
اندازهٔ متن
هر روز غمی به امتحانم آمد
وز حیرت دل کار به جانم آمد
از بس که وجوه مینماید جان را
بر هیچ فرو نمیتوانم آمد
۲ بیت
هر روز غمی به امتحانم آمد
وز حیرت دل کار به جانم آمد
از بس که وجوه مینماید جان را
بر هیچ فرو نمیتوانم آمد
در بادیهٔ جهان دری بنماییدوین بادیه را پا و سری بنمایید