شمارهٔ ۲۳
عطار، مختارنامه، باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان
اندازهٔ متن
دل والِه و عقل مست و جان حیران است
وین کار نه کار دل و عقل و جان است
ای بس که بگفتهاند در هر بابی
پس هیچ نگفتهاند آن کاصل آن است
۲ بیت
عطار، مختارنامه، باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان
دل والِه و عقل مست و جان حیران است
وین کار نه کار دل و عقل و جان است
ای بس که بگفتهاند در هر بابی
پس هیچ نگفتهاند آن کاصل آن است