شمارهٔ ۱۲
عطار، مختارنامه، باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار
اندازهٔ متن
گر هر دو جهان فی المثل انگشتری است
وان کرده در انگشت یکی لشکری است
گر رحم نیایدت بر آنکس همه روز
میدان تو که آن علامت کافری است
۲ بیت
عطار، مختارنامه، باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار
گر هر دو جهان فی المثل انگشتری است
وان کرده در انگشت یکی لشکری است
گر رحم نیایدت بر آنکس همه روز
میدان تو که آن علامت کافری است
بر دل ز غم زمانه باری دارمدر دیدهٔ هر مراد خاری دارم