دفتر شعر
۳۰ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
تا چند خیال بیش و کم باید دید
شمارهٔ ۲
دل مردم شوربخت اینجا بنهد
شمارهٔ ۳
در دوزخِ فرعون منی خواهد بود
شمارهٔ ۴
افتاده هزار کشته در هر قدمی
شمارهٔ ۵
در جایگهی چنین چرا میپایی
شمارهٔ ۶
وین دیر نمای را فنا زود انگار
شمارهٔ ۷
وین شوکهٔ پرخار چه خواهی کردن
شمارهٔ ۸
وز حُقّهٔ آسمان چه برخواهد خاست
شمارهٔ ۹
هر لحظه هزار مغز سرگشتهٔ اوست
شمارهٔ ۱۰
درخونِ همه خلقِ خدا خواهد بود
شمارهٔ ۱۱
همچون کرکس از پی مردار مشو
شمارهٔ ۱۲
وان کرده در انگشت یکی لشکری است
شمارهٔ ۱۳
و اندوه به لب آمده جان چند خوری
شمارهٔ ۱۴
بر پشتی کیست هر زمانی هوسیت
شمارهٔ ۱۵
یک وعدهٔ عاشقی وفا مینکنند
شمارهٔ ۱۶
تن رفت و به هیچ کامرانی نرسید
شمارهٔ ۱۷
از زندگی خویشتن اندر عجبم
شمارهٔ ۱۸
از بهر هلاک جان و تن میآید
شمارهٔ ۱۹
گه کشتهٔ نامرادیم یحیی وار
شمارهٔ ۲۰
چون دایرهای بمانده بی پا و سرم
شمارهٔ ۲۱
بادی در دست و خاک بر سر مانده
شمارهٔ ۲۲
یک شب نه که حرفی ورق راز نخواند
شمارهٔ ۲۳
هم من به بلا و رنج من درمانده
شمارهٔ ۲۴
یا چون دل من دلی جگر خواره شود