شمارهٔ ۷۷
عطار، مختارنامه، باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
اندازهٔ متن
میپنداری که بیخبر بتوان زیست
در بیخبری زیر و زَبَر بتوان زیست
چندانک نشینی تو و آخر بیقین
ای بی سر و بن چند دگر بتوان زیست
۲ بیت
عطار، مختارنامه، باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
میپنداری که بیخبر بتوان زیست
در بیخبری زیر و زَبَر بتوان زیست
چندانک نشینی تو و آخر بیقین
ای بی سر و بن چند دگر بتوان زیست
هان ای دل خسته کاروان میگذردبیدار شو آخر که جهان میگذرد