دفتر شعر
۷۷ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
کی بشناسی اول و آخر که چه بود
شمارهٔ ۲
گه در کف معصیت زبون آیی تو
شمارهٔ ۳
و آگاه نگشت هیچ کس از کم و بیش
شمارهٔ ۴
ایمن بدنش احمقی خواهد بود
شمارهٔ ۵
تنبیه نمیاوفتد این غافل را
شمارهٔ ۶
ور دل گویم نه تن درست افتادست
شمارهٔ ۷
بر خاستنت زیرترین افتادن
شمارهٔ ۸
ور در غم خود میان خون بنشیند
شمارهٔ ۹
خون میگرید زین ره در پیش که هست
شمارهٔ ۱۰
بگذشت چو باد و پیری آمد به سرم
شمارهٔ ۱۱
وز آتش جان، چو شمع، تن میسوزم
شمارهٔ ۱۲
گاهی ز برای نیک و بد میگریم
شمارهٔ ۱۳
همچون گویی بی سر و پام اندازند
شمارهٔ ۱۴
دل چیست که غرق خون همی باید کرد
شمارهٔ ۱۵
تا بوک دمی محرم اسرار شوم
شمارهٔ ۱۶
آن به که به نابودن خود زود رسم
شمارهٔ ۱۷
سیر آمدم از جهان و از آز و نیاز
شمارهٔ ۱۸
آزاد ز رخت و بنهای میجویم
شمارهٔ ۱۹
دل خست و نیافت مرهمی در همه عمر
شمارهٔ ۲۰
اینست و جز این هیچ کم و بیشم نیست
شمارهٔ ۲۱
سیلاب بلا آب و گلم بگرفتهست
شمارهٔ ۲۲
تا چند کشم به هر زمانی باری
شمارهٔ ۲۳
نه یک نفس از هیچ بیاسودم من
شمارهٔ ۲۴
وی دل تو درین میانه خون مینشوی