شمارهٔ ۳
عطار، مختارنامه، باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
اندازهٔ متن
خون شد همه جانها و جگرها همه ریش
و آگاه نگشت هیچ کس از کم و بیش
خوش خوش بشنو حدیث خویش ای درویش
از پس منشین که کار داری در پیش
۲ بیت
عطار، مختارنامه، باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
خون شد همه جانها و جگرها همه ریش
و آگاه نگشت هیچ کس از کم و بیش
خوش خوش بشنو حدیث خویش ای درویش
از پس منشین که کار داری در پیش
عمری که گذشت زود انگار نبودوز عمر زیان و سود انگار نبود