شمارهٔ ۹
عطار، مختارنامه، باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
اندازهٔ متن
پیوسته چو ابر این دل بیخویش که هست
خون میگرید زین ره در پیش که هست
گویند: چه کارت اوفتادست آخر
چه کار بود فتاده زین بیش که هست
۲ بیت
عطار، مختارنامه، باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
پیوسته چو ابر این دل بیخویش که هست
خون میگرید زین ره در پیش که هست
گویند: چه کارت اوفتادست آخر
چه کار بود فتاده زین بیش که هست
عمری که گذشت زود انگار نبودوز عمر زیان و سود انگار نبود