بخش ۶ - الحكایة و التمثیل
اندازهٔ متن
صوفئی میرفت و جانی پرغمش
پای بازی زد قفائی محکمش
چون قفای سخت خورد آنجایگاه
کرد آن صوفی مگر از پس نگاه
مرد گفت از چه ز پس نگرندهٔ
کاینت باید خورد تا تو زندهٔ
۳ بیت
صوفئی میرفت و جانی پرغمش
پای بازی زد قفائی محکمش
چون قفای سخت خورد آنجایگاه
کرد آن صوفی مگر از پس نگاه
مرد گفت از چه ز پس نگرندهٔ
کاینت باید خورد تا تو زندهٔ
چون ایاز از چشم بدرنجور شدعاقبت از چشم سلطان دور شد