پیام مشرق
سخنگو طفلک و برنا و پیر است
سخن را سالی و ماهی نباشد
منم که طوف حرم کرده ام بتی به کنارمنم که پیش بتان نعره های هو زده ام
چه خوش بودی اگر مرد نکوییز بند باستان آزاد رفتی
نقد شاعر در خور بازار نیستنان به سیم نسترن نتوان خرید
ندارد کار با دون همتان عشقتذرو مرده را شاهین نگیرد
مزن وسمه بر ریش و ابروی خویشجوانی ز دزدیدن سال نیست
ایکه گل چیدی منال از نیش خارخار هم می روید از باد بهار