بخش ۶۲ - بر خیز که آدم را هنگام نمود آمد
اندازهٔ متن
بر خیز که آدم را هنگام نمود آمد
این مشت غباری را انجم به سجود آمد
آن راز که پوشیده در سینهٔ هستی بود
از شوخی آب و گل در گفت و شنود آمد
۲ بیت
بر خیز که آدم را هنگام نمود آمد
این مشت غباری را انجم به سجود آمد
آن راز که پوشیده در سینهٔ هستی بود
از شوخی آب و گل در گفت و شنود آمد
گفت با یزدان مه گیتی فروزتاب من شب را کند مانند روز