بخش ۴۹ - سحر با ناقه گفتم نرم تر رو
اندازهٔ متن
سحر با ناقه گفتم نرم تر رو
که راکب خسته و بیمار و پیر است
قدم مستانه زد چندان که گوئی
بپایش ریگ این صحرا حریر است
۲ بیت
سحر با ناقه گفتم نرم تر رو
که راکب خسته و بیمار و پیر است
قدم مستانه زد چندان که گوئی
بپایش ریگ این صحرا حریر است
فرنگی رمز رزاقی بداندبه این بخشد از آن وا میستاند