شمارهٔ ۶
اندازهٔ متن
شدم صیدی که نتوان زد تغافل
به صیادی که داند زخم کاری است
بلا گردان آن صیاد گردم
که بیدانه درین دامم فکنده است
۲ بیت
شدم صیدی که نتوان زد تغافل
به صیادی که داند زخم کاری است
بلا گردان آن صیاد گردم
که بیدانه درین دامم فکنده است
ما بهر هلاک خود هلاکیمز آلایش آب و خاک، پاکیم