شمارهٔ ۴۵
اندازهٔ متن
در زلف تو آشوب زمن میبینم
بیگانه نبیند آنچه من میبینم
او پیچ و خم و تاب و گره مینگرد
من بخت سیاه خویشتن میبینم
۲ بیت
در زلف تو آشوب زمن میبینم
بیگانه نبیند آنچه من میبینم
او پیچ و خم و تاب و گره مینگرد
من بخت سیاه خویشتن میبینم
ای روح روان که فارغ از این بدنیجویای عزیزکردهٔ خویشتنی