غزل شمارهٔ ۲۸۶۷
اندازهٔ متن
نیستی عاشق ای جلف شکم خوار گدای
در فروبند و همان گنده کسان را میگای
کار بوزینه نبودهست فن نجاری
دعوی یافه مکن یافه مگو ژاژ مخای
عاشقی را تو کیی عشق چه درخورد توست
شرم دار ای سگ زن روسبی آخر ز خدای
۳ بیت
نیستی عاشق ای جلف شکم خوار گدای
در فروبند و همان گنده کسان را میگای
کار بوزینه نبودهست فن نجاری
دعوی یافه مکن یافه مگو ژاژ مخای
عاشقی را تو کیی عشق چه درخورد توست
شرم دار ای سگ زن روسبی آخر ز خدای
قلت له مصیحا یا ملکالمشرقاقسم بالخالق مثلک لم یخلق