دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۱
ای آتشی افروخته، در بیشه اندیشهها
غزل شمارهٔ ۲
در حلقهٔ سودایِ تو روحانیانْ را حالها،
غزل شمارهٔ ۳
زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا
غزل شمارهٔ ۴
ای دَرشکسته جامِ ما، ای بردَریده دامِ ما،
غزل شمارهٔ ۷
باشد که بگشایی دری، گویی که برخیز اندرآ
غزل شمارهٔ ۹
آن جام جان افزای را، برریز بر جان ساقیا
غزل شمارهٔ ۱۲
ای از تو آبستن چمن و ای از تو خندان باغها
غزل شمارهٔ ۲۰
میدان که دود گولخن هرگز نیاید بر سما
غزل شمارهٔ ۲۴
خون بارد این چشمان که تا بینم من آن گلزار را
غزل شمارهٔ ۳۵
ای یوسف دیدار ما، ای رونق بازار ما
غزل شمارهٔ ۳۷
یار تویی، غار تویی، خواجه نگهدار مرا
غزل شمارهٔ ۴۱
راست بگو شمع رخت دوش کجا بود؟ کجا؟
غزل شمارهٔ ۴۴
ابروی او گره نشد، گرچه که دید صد خطا
غزل شمارهٔ ۵۶
مهی مریخچشم ارزد، چراغ آن جهانی را
غزل شمارهٔ ۷۵
این یوسف خوبی را، این خوش قد و قامت را ؟
غزل شمارهٔ ۱۱۸
هرگز نرویم ما از این جا
غزل شمارهٔ ۱۳۷
گوهری باشی و از سنگی فرومانی چرا ؟
غزل شمارهٔ ۱۴۱
آسمان با جملگان جسمست و با تو جان چرا ؟
غزل شمارهٔ ۱۴۴
لوح محفوظت شناسد یا ملایک بر سما ؟
غزل شمارهٔ ۱۴۹
باده گردان، چیست آخر داردارت ساقیا ؟
غزل شمارهٔ ۱۵۸
با کسی باید که روحش هست صافی صفا
غزل شمارهٔ ۱۶۰
که سزا نیست سلحها به جز از تیغ زنان را
غزل شمارهٔ ۱۸۱
آسیا کی داند این گردش چرا
غزل شمارهٔ ۱۸۹
چون یوسف اندر آمد، مصر و شکر به رقص آ