دفتر شعر
۱۱۳ شعر در این دفتر
زشت باید دید و انگارید خوبزهر باید خورد و انگارید قند
مردان جهان فصد کنند خون آیدتو فصد کنی عشق تو بیرون آید.
ساقی تو بده باده و مطرب تو بزن رودتا میخورم امروز کی وقت طرب ماست
گر خاک شدی خاک ترا خاک شدمچون خاک ترا خاک شدم پاک شدم
مرد باید که جگر سوخته خندان بودانی همانا که چنین مرد فراوان بودا