دفتر شعر
۱۷۹ شعر در این دفتر
جز درد دل از نظارۀ خوبان چیستآنرا که دو دست و کیسه از سیم تهیست
وَهَواک اوّلُ ما عرفت مِنَ الهویوَالقلبُ لایَنسی الحبیبَ الاَوّلا
سودت نکند بخانه در بنشستندامنت بدامنم بباید بستن
بچون و چرا درشدم سالیانکه چون این چنین و چرا آن چنان