دفتر شعر
۳۷ شعر در این دفتر
مرحبا ای شهسوار تیز گامچون ز توفیقش گذشتی زین مقام
هرکه بر نطع محبت راه یافتهمچو فرزین دستبوس شاه یافت
شوق، شهباز محبت را پرستدر حریم انس جان را رهبر است
مردِ فرد از نور وحدت بهره مندنی قبول و رد خلقش پایبند
چیست تجرید، از علایق پاک شودر ره آزادگان چالاک شو
چون بیارایند بزم انس رابرکشند از دام صید قدس را
محو کن نقش خود از روی ورقتا بخوانی آیت اثبات حق
دیده باطن اگر بینا شودآنچه پنهان خواندۀ پیدا شود
ای اسیر خود حجاب خود توئیپاک باید دامن از گرد دوئی
بند راه تو، هم از اوصاف تستپردهای خویش بردار از نخست
چون زدود آئینه، صافی شد زشکرو نماید صورت انس و ملک
رهروی ناگه به نزد بایزیدچون بر آمد خانه را دربسته دید
صبحدم بر کف نهادم جام عشقتا شدم سرمست و بی آرام عشق