دفتر شعر
۳۲۴ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۸۹
که هست طایر جانرا هوای پروازی
شمارهٔ ۲۹۰
ندید دیده گردون ز ماه تا ماهی
شمارهٔ ۲۹۱
ز جان نازکتر ار باشد تو سرو سیمبر آنی
شمارهٔ ۲۹۲
نزنم تا بزیم بیرخ جانان نفسی
شمارهٔ ۲۹۳
بگشای لب بخنده که شمس و قمر توئی
شمارهٔ ۲۹۴
هستم ز عشق تو در شهر شهرهای
شمارهٔ ۲۹۵
ما را امید در دل و در جان شکستهای
شمارهٔ ۲۹۶
دارد دل من تیره تر از خال تو حالی
شمارهٔ ۲۹۷
رشک قمرست این رخ رخشان که تو داری
شمارهٔ ۲۹۸
خورشید را به سایه شب در کشیدهای
شمارهٔ ۲۹۹
صورت جان در خیال اهل دل بنگاشتی
شمارهٔ ۳۰۰
ولی چه شود که با ما نمیکنی یاری
شمارهٔ ۳۰۱
که یکدم نزد مشتاقان نیائی
شمارهٔ ۳۰۲
عالم به جمال خود بیارای
شمارهٔ ۳۰۳
خوشتر از جان هم ندانم تا چسانت خواندمی
شمارهٔ ۳۰۴
برگوی تا ز غیر محبت چه دیدهای
شمارهٔ ۳۰۵
مه را چو کوی در خم چوگان کشیدهای
شمارهٔ ۳۰۶
نمود از هجر رخسارت بچشمم هر گلی خاری
شمارهٔ ۳۰۷
نشان هستی از دلها بشوئی
شمارهٔ ۳۰۸
دور از تو چشم بد همه جانی براستی
شمارهٔ ۳۰۹
گفتیم بگوئید که اینجاست فلانی
شمارهٔ ۳۱۰
برغم دشمنان خود را بکوی دوستان بینی
شمارهٔ ۳۱۱
گفتم که تلخ از آنلب شکر فشان مگوی
شمارهٔ ۳۱۲
شکسته رونق بازار گوهر کانی