دفتر شعر
۲۰ شعر در این دفتر
سال هفتصد و پنجاه و نه ز هجرت نبویدهم ز ماه محرم سه شنبه از هفته
بسال هفتصد و سه ز هجرت از شوالبروز یازدهم وقت عصر از شنبه
بهاء ملک علی خواجه آن جهان کرمکه بر سپهر کرم همچو آفتاب بتافت
ز هجرت نبوی رفته بود هفتصد و هشتدوشنبه از مه شعبان گذشته پانزده روز
سال بر هفتصد و بیست و دو بود از هجرتشب شنبه ز جمادی دوم بیست و چهار
بسال هفتصد و بیست و دو بود از هجرتشب یکشنبه و از ماه محرم شده چار
وفات صاحب اعظم وجیه دین زنگیکه چرخ پیر نبیند چو او جوان دگر
هفتصد سال و سه و بیست ز هجرت رفتهبا چهار آمده ایام جمادی الاولی
چون گذشت از سال هجرت هفتصد با سی و ششاز ربیع آخرین هم سیزده بگذشته بود
رفته بود از سال هجرت هفتصد با سی و هشتدر شب شنبه سه و ده از ربیع آخرین
به سال هفتصد و سی و هشت از هجرتبه روز جمعه گه چاشت از صفر شده بیست
ز هجرت هفتصد بود و چل و دوسه بر عشرین فزوده ماه شعبان
در هفتصد و چل و سه از سالافزوده صفر سه بر دهم روز
چون فلک هفتصد ز سال شمردپس چل و هشت بر شمار افزود
هفتصد از سال هجرت رفته و پنجاه و یکوز رجب نه بر دو ده افزوده دور آسمان
هفتصد از سال هجرت رفته و پنجاه ویکوز رجب نه بر دو ده افزوده دور آسمان
در دیار کرم افسوس که دیار نماندنرهد دل ز غم امبار چو غمخوار نماند
چون هفتصد و پنجاه و دو رفت ز سالبیش از دو نمانده بد ز ماه شوال
بود تاریخ عرب هفتصد و پنجاه و یکوسط روز دو شنبه سوم از ماه رجب
دهم شب از مه ذوالحجه بود اول شامگذشته هفتصد و پنجاه و چهار ز سال