دفتر شعر
۱۱ شعر در این دفتر
(شعر)در نظم وجود همه پیغمبر مرسل
نسیم کاکل مشکین کراست چون تو نگارشمیم سنبل پرچین کجاست مشک تتار
هوا بسبزه گهر ریخت بلبل آب از چشمتو لاله وار نشین چشم جان پر خون دار
وصال تا بشبش بر در تو کیست مگرتنی که جز بسر سر تواند این رفتار
همه ملوک جهان بنده کرده دهرت از آنکه هرگز از چو تویی کس ندیده استحقار
از آنکه چهره بر افروخته گلت راهستمرا فروخته رخ شمع رویت از انوار
همیشه دشمنش آنجا ز اهل نار بوداز آنکه می فتد اینجا بعالم پندار
خمیر مایه گرفته آفتاب از کرمتکه میبرد همه خشک و تر از وی این اذخار
نشان فضل بنام کسیست طغرایشکه سالهای بسی دیر باد و خواهد بود
کلک ملک سخن که سخیستدم توفیق همدمت بوده
سرور ملک کرم حاکم دهرکامل کارگه اهل کمال