دفتر شعر
۳۳ شعر در این دفتر
آن همایون طایر فرخنده فالروح انسانی،انیس ذوالجلال
بیش ازین غافل ز خود بودن چرا؟جان بدست نفس فرسودن چرا؟
بود در تبریز زیبا منظرینازنین عالمی، نیک اختری
بود یک پروانه شوریده حالجان شیرین کرده بر آتش حلال
شمع چون پروانه را معدوم دیدگفت باآتش که:ای نور الفرید
گفت با شمع آتش سوزان برازکای به طول و عرض خود وامانده باز
ابلهی را علت درد شکمکرد عاجز هفته ای، یا بیش و کم
بود استادی به غایت پرهنرداشت شاگردی چو شیطان حیله گر
بعد ازین از معدن «هل من مزید»نکته ای دیگر بگوش جان رسید