دفتر شعر
۸۶۹ شعر در این دفتر
به استقبال مژگان سیاهینگاهم می رود هر دم به راهی
خویش آیینه دار خود راییگریه ها خنده تماشایی
نه سوخته الفت دردم نه دواییداغم همه ناسور جدایی است جدایی
دیده از جوش گریه دریاییسینه از شور ناله صحرایی
دل کشته آرزوست می گوییبی مغزی و حرف پوست می گویی