دفتر شعر
۳۳ شعر در این دفتر
شاعری گفت که در راه حجازبودم از شوق حرم در تک و تاز
به ایرانیان روس بیداد کردگمانش که ایران تهی شد ز مرد
چو پیمان شکن یار همسایه دیدکسی را به او نیست گفت و شنید
چو روس این سخن گفت با انگلیسبگفتش هلا زود پیمان نویس
سپس بهر تاراج این تاج و تختنشستند و پیمان به بستند سخت
چو همراز شد روس با انگلیسهمانند خالیگر و کاسه لیس
ندیدی مگر کاندرین سال شومکه آتش فرو زد بهر مرز و بوم
چه خوش گفت با پور خود پهلوانچو دیدش هم آغوش شیر ژیان
کجا شد فریدون زرین کلاهکجا شد منوچهر گیتی پناه