دفتر شعر
۲۹ شعر در این دفتر
شاها ز کاسه ی سر دشمن، شراب خواه؛وز بانگ کوس فتح، نوای رباب خواه
پیش که شاه اختران، تیغ کشد به لشکری؛خیز مگر به برق می، برقع صبح بردری
از صفاهان، بوی جان آید همی؛بوی جان از اصفهان آید همی!
چو مهر باختری، همچو ماه کنعانیشد از فسون زلیخای چرخ زندانی
ای تو ثانی مه کنعانینه، تو اول، مه کنعان ثانی!