دفتر شعر
۵۳ شعر در این دفتر
چراغ انجمن علم و فضل زینالدینکه قدوه علما بود و زبده فضلا
دریغا ز حاجی محمدعلیثمین گوهر درج مجد و علا
شیخ ستوده خصلت عبدالنبی که بودشیکسر صفات نیکو جمله خصال زیبا
حیف از میر فلک مرتبه عبدالغفارابروی گهر نسل شه او دانا
تعالیالله از این دو طفل توامکه یکجانند گوئی در دو قالب
عالم فاضل جناب میرمعصوم آنکه بودرأی او روشنتر از مرأت بود از آفتاب
چون میرمحمد شد از این باغ خرابیک خنده چو گل نکرده بیرون بشتاب
مریم خانم آن مه برج عصمتچون رفت از این سراچه بر محنت
راهب که ز داغ رحلت اوخونابه ز چشم دوستان رفت
آصف روشندل صاحبضمیرسید نیکوسرشت پاکزاد
چون جواد از حدیقه دنیارفت و پا در ریاض خلد نهاد
حضرت میرزا ابوطالبابروی سراچه ایجاد
افغان ز دور چرخ که آقانصیر راآخر مقام خانه تاریک گور شد
چون پر ز گردش فلک و دور روزگارپیمانه حیات محمد ربیع شد
ز تیغ خسرو صاحب قرآن سلطان داراشأنبه گاه رزم چون اشرف گریزان روز میدان شد
به ما دوش این مژدهٔ روحپرورز فیض نسیم سحرگاه آمد
پریشان گشت چون جمعیت افغان ز اصفاهانبه تخت پادشاهی شاه دین طهماسب شاه آمد
بحمدالله که از نیروی بخت و قوت طالعدر آخر شامل احوال ما لطف اله آمد
دریغ و درد که از محفل جهان چون شمعبچشم اشکفشان رفت میرزااحمد
فرید دهد مسیب که کوکب بختشز روشنی به رخ ماهطلعتان ماند
چو تیغ نادر دوران شهنشه ایرانبه دهر غلغله از فتح قندهار افکند
فروغ مشعله دودمان مرتضویکه همچو مهر بر آفاق مدتی تابید
غنچه گلبن مقصود زمانرفت بر باد فنا تا خندید
هزارافسوس از آقا علیاکبر که دست اوفشاندی میوه دایم همچو شاخ نخل بارآور