دفتر شعر
۵۳ شعر در این دفتر
آه از آن کودک نورس که بوداز غم ایام خراشیده چهر
گشته جور محمد نبی خسته جگرکه خورند از غم او بنده آزاد افسوس
سیدمحمد آنکه فلک از وفات اوپنهان دریغ میخورد و آشکار حیف
ازین محنتسرا گردید چون شمسالنساء بیرونز الطاف الهی جنت المأوی شد منزل
زین غمکده از لطف خداوند جلیلچون رفت بخلد میرزااسماعیل
جوان جوان بخت و فیروز طالعثمین گوهر رشته نسل آدم
آه از چرخ جفاپیشه که دستنکشد یکنفس از جور و ستم
جناب حاجی نیکو خصال عبدالهکه نام او به نکوئیست شهره ایام
حیف از سید محمد کامد از دور سپهرپرتو خورشید رویش عاقبت برطرف بام
آه کاخر رفت حاجی میرمعصوم از جهانوز وفاتش تیره شد عالم بچشم خاص و عام
زبده اهل کرم آقا نبیصاحب عز و شرف و احتشام
صد دریغ از حضرت آخوند مولانا شفیعمرکز پرگار دانش قدوه ارباب علم
افغان ز شیشه چرخ کاین واژگونه میناآخر می اجل ریخت در جام میرمعصوم
واحسرتا که غوطه زد آخر بخاک و خونچون صید خورده تیر جفا میرزا رحیم
نادر دوران شه گیتیستان کاورده استدر کمند حکمش ایزد گردنِ گردنکشان
هزار شکر که آمد بهار و رفت خزانز فیض مقدم گل شد جهان پیر جوان
شکرلله گشت از عون حق و امداد بختایروان مفتوح از تیغ شه صاحب قران
شکرلله سرور مهر افسر گردون سریروارث ملک سلیمان صاحب تخت کیان
حیف از اسماعیل آن روشن دل صافی ضمیرکامد او را سنگ بر مینای هستی ناگهان
هزار شکر که از نوشکفته گشت گلیزابر لطف الهی ز بوستان حسن
سیداحمد ز دور چرخ وارونچو رفت برون ز غصه دینی دون
لشکر اسلام چون شد داخل بلخ وز بلخازبک از افغان پست و بخت وارون شد برون
صد دریغ از میرسیداحمد عالیجنابکامد او را شیشه هستی ز گردون بر زمین
آه که آخر کسوف کرده ز جور فلکمهر جهانتاب علم میرمحمدحسین