دفتر شعر
۵ شعر در این دفتر
آید به سخن چو یار در محفل ماروی سخنش نیست نگر با دل ما
جان سوخت، چو آمد سخن لعل تو بر لبدل رفت، چو دیدیم رخ ماه تو در شب
منفعل نرگس از نگاهت شدگل خجل پیش روی ماهت شد
بَرو کمان ما را هر دیده نیست قابلابروی یار را من، دیده به دیدهٔ دل
شد وقت کوچ کوچ، بنال ای دل حزینشد عمر پوچ، پوچ بکش آه بعد از این