دفتر شعر
۳۷۰ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۱۷
ز چین زلف بتان معنی چلیپا پرس
شمارهٔ ۲۱۸
ز هیچکس نشنیدم دقیقه ئی چو میانش
شمارهٔ ۲۱۹
خط ریحان تو پیرایه ی یاقوت خموش
شمارهٔ ۲۲۰
ور من غمخوار را غمخوار نبود گو مباش
شمارهٔ ۲۲۱
نرگس مستت بادهپرست لعل خموشت بادهفروش
شمارهٔ ۲۲۲
قدحی خوردم و صد نیش جفا کردم نوش
شمارهٔ ۲۲۳
وز پای در آمدم ز دستش
شمارهٔ ۲۲۴
دل فراخ است در آن سنبل سرگردانش
شمارهٔ ۲۲۵
بینوائی را نوائی گر نباشد گو مباش
شمارهٔ ۲۲۶
بُت خورشید بناگوش و مه دُردی نوش
شمارهٔ ۲۲۷
مکنید یاد شکّر بر لعل همچو قندش
شمارهٔ ۲۲۸
الرحیل ای لعبت شیرین زبان بدرود باش
شمارهٔ ۲۲۹
جز خنده نشانی نشنیدم ز دهانش
شمارهٔ ۲۳۰
مگس گزیر نباشد زمانی از شکرش
شمارهٔ ۲۳۱
چو مست چشم تو گردم مرا که دارد گوش
شمارهٔ ۲۳۲
شکست دل از سنبل پر شکستش
شمارهٔ ۲۳۳
بر زبان کی گذرد نام یک همچو منش
شمارهٔ ۲۳۴
که جز او کیست که برخورد ز سیمین بدنش
شمارهٔ ۲۳۵
واب شیرین ز عقیق لب شکربارش
شمارهٔ ۲۳۶
آن نقش بین که سجده کند نقش آذرش
شمارهٔ ۲۳۷
و آرامگاه روح لب روح پرورش
شمارهٔ ۲۳۸
وی خنده زده شکّر شیرین تو بر نوش
شمارهٔ ۲۳۹
وی دو زلف کژ پر تاب تو در تابی خوش
شمارهٔ ۲۴۰
حیاتبخش بُود جام مِی به حکم خواص